Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انا

تلفظ بین المللی : /ˈaːnˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:n'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • آناً
  • آنا
  • انا استان
  • انا الحق
  • انا ایوانوونا
  • انا باز
  • انا شهر
  • انا لله و انا الیه راجعون
  • انا کارنینا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

انا. [ اُن ْ نا ] (اِخ ) نام چند موضع است در عراق . (از معجم البلدان ).

انا. [ اَ ] (ترکی ، اِ) مادر.(از غیاث اللغات ). در ترکی آذربایجانی آنا گویند.

انا. [ اَ ن َ ] (ع ضمیر) ضمیر منفصل متکلم وحده ودر آن مؤنث و مذکر یکسان است . رجوع به اَنا شود.

انا. [ اُ ] (اِخ ) وادیی اس...

فرهنگ عمید

ظرف؛ آوند.

( آنا ) ۱. همان دم.
۲. به یک دم، در یک لحظه.
ظرف، آوند.

فرهنگ معین

(اَ ) [ ع . ] (ضم . ) ۱ - من . ۲ - مخفف اناالحق (من خدایم ).

فرهنگ فارسی

( آنا ) فی الفور همان دم در یک لحظه بیکدم .
همان درنگ یک لحظه
( اسم ) ظرف آوند سبو آبخوری . جمع : آنیه جمع الجمع : اوانی .
دور گردانیدن کسی را . دور کردن . یا کندن جویچه گرد سراپرده و خرگاه .

دانشنامه عمومی

آنا. آنا می تواند به موارد زیر اشاره کند:آنا (نام)آنا (انجیل)آنا خانمآنا، ساموآwiki: کومونه در ایتالیا است که در استان انا واقع شده است.Mancomunidad de la Costa del Sol Occidental, اسپانیاKastoria, یونانGħarb, مالتکرایووا، رومانیشنفرپوشگوین گیش، بریتانیاانا ۳۵۷ کیلومترمربع مساحت و ۲۷٬۹۹۸ نفر جمعیت دارد و ۹۳۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.wiki: انا (شهر)...

گویش مازنی

هم اندازه – میزان

نوعی گیاه خودرو با ساقه های خزنده و برگ های کنگره ای همیشه ...

/anaa/ نوعی گیاه خودرو با ساقه های خزنده و برگ های کنگره ای همیشه سبز که بیشتر در تغذیه ی احشام مصرف دارد & هم اندازه – میزان

فرهنگ اسم ها

اسم: آنا (دختر) (ترکی) (تلفظ: ānā) (فارسی: آنا) (انگلیسی: ana)
معنی: مادر، پایه و اساسی، زن، والده، مام، زن سالخورده، اساسی، پایه، ( اَعلام ) ( در میتولوژی یونان ) آناپرانا خواهر ملکه دیدون، Didon که افسانه ی او به هنگام کوچ مردم تروا به سرزمین های لاتین رواج یافت

مترادف و متضاد

presently (قید)
فعلا، قریبا، بزودی، حتما، انا، لزوما، عنقریب

forthwith (قید)
فورا، بی درنگ، انا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی إِنَّا: یقیناً مامعنی أَنَاْ: منمعنی أَنَّا: که مامعنی مَا أَنَاْ: نیستممعنی عَنَّا: از مامعنی مُدْرَکُونَ: آنان که چیزی که در تعقیبشان بوده به آنها رسیده(در جمله "إِنَّا لَمُدْرَکُونَ "منظور این است که لشکر فرعون که در تعقیبمان بود به ما رسید)معنی رَادُّوهُ: برگرداننده های او (در عبارت "إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ " یعنی ما او را به تو بر می گردانیم دراصل رادّون بوده که که نون آن...

واژه نامه بختیاریکا

( آنا ) جا به دم

کلمات مرتبط

  • آناً
  • آنا
  • انا استان
  • انا الحق
  • انا ایوانوونا
  • انا باز
  • انا شهر
  • انا لله و انا الیه راجعون
  • انا کارنینا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات