معانی کلمه : آناً
لغت نامه دهخدا
آناً. [ نَن ْ ] (ع ق ) همان درنگ . فی الفور. در یک لحظه . بیکدم .
فرهنگ معین
(نَ نْ) [ ع . ] (ق .) همان دم ، در یک لحظه .

آناً. [ نَن ْ ] (ع ق ) همان درنگ . فی الفور. در یک لحظه . بیکدم .
(نَ نْ) [ ع . ] (ق .) همان دم ، در یک لحظه .