کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : امیر کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈamir kˈardan/
تلفظ :
['amiR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
امر کردن
اسیر کردن
امید تازه پیدا کردن
اجیر کردن
اغراق امیز کردن
تقلید مسخره امیز کردن
صحت و سقم امری را معلوم کردن
عمل کفر امیز کردن
گرفتار و اسیر کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
امیر کردن. [اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امارت دادن. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
امر کردن
اسیر کردن
امید تازه پیدا کردن
اجیر کردن
اغراق امیز کردن
تقلید مسخره امیز کردن
صحت و سقم امری را معلوم کردن
عمل کفر امیز کردن
گرفتار و اسیر کردن
نظرات