Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ امخطه

تلفظ بین المللی : /ˈaːmxatˌeː/ تلفظ :‌ ['a:mxat,e:]
لغت نامه دهخدا
  • نا امخته
  • امخته
  • آمخته
  • آمخته آویدَه
  • آمُخته
  • امخط
  • اماطه
  • اماطه اللثام
  • ذغال اخته
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

امخطة. [ اَ خ ِ طَ ] (ع اِ) ج ِ مخاط. (از اقرب الموارد). آبهایی که از بینی آید. و رجوع به مخاط شود.

( امخطة ) امخطة. [ اَ خ ِ طَ ] ( ع اِ ) ج ِ مخاط. ( از اقرب الموارد ). آبهایی که از بینی آید. و رجوع به مخاط شود.

کلمات مرتبط

  • نا امخته
  • امخته
  • آمخته
  • آمخته آویدَه
  • آمُخته
  • امخط
  • اماطه
  • اماطه اللثام
  • ذغال اخته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات