کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : امخط
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmxat/
تلفظ :
['a:mxat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
امخطه
سامانۀ اخطار واماندگی
سامانۀ پیش اخطار هوایی
نا امخته
از پیش اخطار کردن
امرخطیر
اخطار کردن
اخطار کردن به
اخطار کننده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
امخط. [ اَ خ َ ] ( ع ص ) آنکه دایم از بینی وی آب رود. ( بحر الجواهر ).
کلمات مرتبط
امخطه
سامانۀ اخطار واماندگی
سامانۀ پیش اخطار هوایی
نا امخته
از پیش اخطار کردن
امرخطیر
اخطار کردن
اخطار کردن به
اخطار کننده
نظرات