کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اخطار-کردن-به | کلماتور
معنی کلمه : اخطار کردن به
تلفظ بین المللی :
/ˈextɑr kˈardan bˈeː/
تلفظ :
['extAR k'aRdan b'e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اخطار کردن
از پیش اخطار کردن
قبلا اخطار کردن
افطار کردن
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
دارای ابزار کردن
ابدار کردن
آبدار کردن
اخطار
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
warn
(فعل)
اگاه کردن، خبر دادن، تذکر دادن، اخطار کردن به، هشدار دادن، متنبه کردن
cauthortion
(فعل)
هوشیار کردن، اخطار کردن به
کلمات مرتبط
اخطار کردن
از پیش اخطار کردن
قبلا اخطار کردن
افطار کردن
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
دارای ابزار کردن
ابدار کردن
آبدار کردن
اخطار
نظرات