کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اقذ علال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1z aːlˈɑl/
تلفظ :
['a:q1z a:l'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اقذعلال
تاریخ عالم ارای امینی شرح حکمرانی سلاطین اق قویونلو و ظهور صفویان
اقصعلال
اقفعلال
اقذ
اقذ عرار
امامی میرزا اقا
زن اقل
ساری اقل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اقذعلال. [ اِ ذِ ] ( ع مص ) دشوار شدن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). دشخوار شدن.
فرهنگ فارسی
دشوار شدن دشخوار شدن
کلمات مرتبط
اقذعلال
تاریخ عالم ارای امینی شرح حکمرانی سلاطین اق قویونلو و ظهور صفویان
اقصعلال
اقفعلال
اقذ
اقذ عرار
امامی میرزا اقا
زن اقل
ساری اقل
نظرات