اعفاف. [ اِ ] ( ع مص ) باقی ماندن شیر در پستان گوسپند بعد مکیدن بچه آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باقیمانده در پستان گوسفند ماندن پس از مکیده شدن آن. ( از اقرب الموارد ). || پارسا گردانیدن و بازداشتن کسی را از حرام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). عفیف گردانیدن خدا کسی را. ( از اقرب الموارد ). عفیف گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). پارساگردانیدن و بازگردانیدن کسی را از حرام. ( آنندراج ).ن...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] عفیف گردانیدن خود یا دیگری با تزویج را اِعفاف می گویند و از آن در باب نکاح سخن رفته است.اعفاف عبارت است از اینکه انسان با فراهم کردن زمینه های پاکدامنی، دیگری را عفیف بگرداند؛ به اینکه برای وی همسری برگزیند یا شرایط ازدواج را برایش فراهم کند. اعفاف نسبت به خود انساناعفاف نسبت به خود انسان نیز کاربرد دارد و با ازدواج کردن محقّق می شود. البته کاربرد بیشتر واژه اعفاف نسبت به دیگری است.اعفا...