اضحیة. [ اِ ی َ ] (ع ص ) شب روشن . (از اقرب الموارد). اضحیانة. رجوع به اضحیانة شود.
اضحیه . [ اِ / اُ ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِ) شاعر کلمه راکه مرادف اضحاة است به معنی دوم کلمه که روز عید نحر یا عید گوسپندکشان است بکار برده است : تا لاله و نسرین بود تا زهره و پروین بودتا جشن فروردین بود تا عیدهای اضحیه .(منسوب به منوچهری )....
فرهنگ عمید
گوسفندی که در روز عید قربان ذبح می شود، گوسفند قربانی.
دانشنامه آزاد فارسی
اُضْحِیهشتر، گاو و گوسفندی را گویند که در روز عید قربان، قربانی می شود. وجه تسمیه اش این است که در آن روز، عمر آن ها، به مقدار وقت ضُحی یعنی مدت نورافشانی خورشید است. از این رو به عید قربان، عید اَضحی نیز گویند. ذبح اُضحیه در روز عید قربان (دهم ذیحجه) مستحب موکّد است و به قصد قربت نیاز دارد. گویا ابن جنید، فقیه قرن ۵ق، آن را واجب می دانست. به نظر برخی هدی واجب در منی، در حج، در روز عید قربان یا سه...