Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اصطم

تلفظ بین المللی : /ˈaːstam/ تلفظ :‌ ['a:stam]
لغت نامه دهخدا
  • اصطماخیقون
  • اصطماخیقونات
  • اصطمحیقون
  • اصطمخیقون
  • اصطمخیقونات
  • اصطمه
  • حب اصطمحیقون
  • رفتگی اصطکاکی
  • ریل اصطکاکی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اصطم. [ اُ طُم م ] ( ع اِ ) اصطمة. اسطم. اسطمه. مجتمع دریا و معظم هر چیز. ( حاشیه المعرب جوالیقی ). || و گویند: وی در اسطمه قوم خویش است ؛ یعنی در وسط ایشان و از اشراف و برگزیدگان آنانست. و صاحب اللسان ( 13 :18 ) عبارت شمر را که گفته است صاد و طا در کلمه عرب با هم گرد نیاید چنین نقل کرده است : صاد و طا در صراط و اصطبل و اصطمه آمده است و اصل همه آنها سین است. ( از حاشیه المعرب ص 44 ). و رجوع به اصط...

کلمات مرتبط

  • اصطماخیقون
  • اصطماخیقونات
  • اصطمحیقون
  • اصطمخیقون
  • اصطمخیقونات
  • اصطمه
  • حب اصطمحیقون
  • رفتگی اصطکاکی
  • ریل اصطکاکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات