Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشکفه

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃkafˌeː/ تلفظ :‌ ['a:Skaf,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • کانی اشکوه
  • اشکفشان
  • پیل اشکسه
  • اشکله
  • اشکره
  • اشکفت
  • اشکفتن
  • اشکنه
  • اشکوفه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

اشکفه. [ اِ ک ُ ف َ / ف ِ ] ( اِ ) بهار وشکوفه درخت. ( برهان ) ( آنندراج ). اشکوفه. ( فرهنگ ضیاء ). رجوع به شعوری ج 1 ص 149 شود. زهر. شکوفه درخت. ( ناظم الاطباء ). || قی و استفراغ. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غثیان. منش گردا. هراش.

فرهنگ عمید

اشکوفه#NAME?

= اشکوفه

کلمات مرتبط

  • کانی اشکوه
  • اشکفشان
  • پیل اشکسه
  • اشکله
  • اشکره
  • اشکفت
  • اشکفتن
  • اشکنه
  • اشکوفه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات