Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشمعلال

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃmaʔlˈɑl/ تلفظ :‌ ['a:Sma?l'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ارمعلال
  • اشعلال
  • مایع اشتعال پذیر
  • اشتعال با لرزش
  • اشتعال لرزشی
  • اشتعالی
  • انواع مواد نفتی قابل اشتعال
  • در حال اشتعال
  • دچار سقوط و اضمحلال شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اشمعلال. [ اِ م ِ ] ( ع مص ) مطلع شدن بر چیزی و برآمدن بر آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || اشمعلال قوم ؛ از هم جدا شدن و پراکنده گردیدن آنان. ( از المنجد ). || اشمعلال قوم در طلب ؛ شتافتن در طلب چیزی و متفرق شدن آنان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شتافتن. ( زوزنی ). || اشمعلال ابل ؛ شادمان رفتن و متفرق شدن شتران. ( منتهی الارب ). بشادی و جنبش پراکنده شدن شتران. ( از المنجد ). || اشمعلال غارة؛ پر...

فرهنگ فارسی

مطلع شدن بر چیزی و بر آمدن بر آن از هم جدا شدن و پراکنده گردیدن آنان . یا اشمعلال قوم در طلب شتافتن در طلب چیزی و متفرق شدن آنان .

کلمات مرتبط

  • ارمعلال
  • اشعلال
  • مایع اشتعال پذیر
  • اشتعال با لرزش
  • اشتعال لرزشی
  • اشتعالی
  • انواع مواد نفتی قابل اشتعال
  • در حال اشتعال
  • دچار سقوط و اضمحلال شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات