کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ارمعلال | کلماتور
معنی کلمه : ارمعلال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrmaʔlˈɑl/
تلفظ :
['a:Rma?l'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ارمغلال
اشمعلال
دچار سقوط و اضمحلال شدن
ارمال
اضمحلال
اعلال
املال
فریز ارمال
ارمیلا
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ارمعلال. [ اِ م ِ ] ( ع مص ) شتافتن. ( منتهی الأرب ). بشتافتن. || پراکنده و متفرق شدن ، چنانکه شتران. || فریاد و نعره زدن. || روان شدن آب دهن. ( کنزاللغات ): ارمعلال صبی ؛ آب از دهان کودک رفتن. آب دهن رفتن از دهان کودک. ( منتهی الأرب ). آب دهان چکان شدن کودک. ( کنزاللغات ). || ارمعلال شواء؛ چکیدن روغن از بریان گرم. ( منتهی الأرب ). چربش چکان شدن بریان. ( کنزاللغات ). || تر شدن : ارمعلال ثوب ؛ ت...
کلمات مرتبط
ارمغلال
اشمعلال
دچار سقوط و اضمحلال شدن
ارمال
اضمحلال
اعلال
املال
فریز ارمال
ارمیلا
نظرات