معانی کلمه : اسفدران
لغت نامه دهخدا
اسفدران . [ اِ ف َ ] (اِخ ) دهی در پنج فرسنگی میانه ٔ مشرق و جنوب جشنیان . رجوع به نزهة القلوب ج 3 ص 122 ح 2 شود.

اسفدران . [ اِ ف َ ] (اِخ ) دهی در پنج فرسنگی میانه ٔ مشرق و جنوب جشنیان . رجوع به نزهة القلوب ج 3 ص 122 ح 2 شود.