کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استنشاق-کردن | کلماتور
معنی کلمه : استنشاق کردن
تلفظ بین المللی :
/ˌestenʃˈɑq1 kˈardan/
تلفظ :
[,estenS'Aq1 k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
استنطاق کردن
استراق سمع کردن
استنباط کردن
استنتاج کردن
استفراق کردن
استنشاق
استنشاق کننده
استنشاق مواد
سوءمصرف مادۀ استنشاقی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
inbreathe (فعل)در کشیدن، استنشاق کردن، دمیدن، ملهم کردن، تنفس کردنaspire (فعل)ارزو داشتن، ارزو کردن، اشتیاق داشتن، هوش داشتن، بلند پروازی کردن، استنشاق کردنbreathe (فعل)استنشاق کردن، نفس کشیدن، دم زدنinhale (فعل)استنشاق کردن، تنفس کردن، تو کشیدن، در ریه فرو بردن، بداخل کشیدن، استشمام کردنinspire (فعل)استنشاق کردن، القاء کردن، الهام بخشیدن، دمیدن در، در کشیدن نفس، نفس عمیق کشیدن، سر غیرت اوردن...
کلمات مرتبط
استنطاق کردن
استراق سمع کردن
استنباط کردن
استنتاج کردن
استفراق کردن
استنشاق
استنشاق کننده
استنشاق مواد
سوءمصرف مادۀ استنشاقی
نظرات