معانی کلمه : اسباغ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تسبیغ#NAME?
= تسبیغ
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . )۱ - تمام کردن نعمت بر کسی . ۲ - زره فراخ پوشیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تمام گردانیدن نعمت را بر کسی . ۲ - زیاد کردن الف پیش از حرف آخر چون فاعلاتن که فاعلاتان میشود .
