کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : از پا درامدن
تلفظ بین المللی :
/az pˈɑ dˌarɑmˈadan/
تلفظ :
[az p'A d,aRAm'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از پا درامده
از پا افتادن
از پا در اوردن
از پا دراوردن و مطیع کردن
از پا افتاده
از پا انداختن
از پا انداز
از پا رفتن
از پا رفتن ناشی از ترس یا کار فرساینده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
consume
(فعل)
سربه سر کردن، تحلیل رفتن، غذا خوردن، مصرف کردن، از پا درامدن
tire
(فعل)
خسته شدن، خسته کردن، از پا درامدن، فرسودن، لاستیک زدن به
کلمات مرتبط
از پا درامده
از پا افتادن
از پا در اوردن
از پا دراوردن و مطیع کردن
از پا افتاده
از پا انداختن
از پا انداز
از پا رفتن
از پا رفتن ناشی از ترس یا کار فرساینده
نظرات