کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-خود-ندانستن | کلماتور
معنی کلمه : از خود ندانستن
تلفظ بین المللی :
/az xod nˈadɑnˌestan/
تلفظ :
[az xod n'adAn,estan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از خود بی خود
از خود بیخود شدن
از خود بیخود کردن
از خود بیخودی
از خود دور کردن
از خود راضی گری
از خود سلب کردن
از خود خالی شدن
از خود راضی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
disown
(فعل)
منکر شدن، رد کردن، نشناختن، از خود ندانستن، مالکیت چیزی را انکارکردن
disorient
(فعل)
رد کردن، بهم خوردن، از خود ندانستن، ناجور شدن، غیر متجانس شدن، مالکیت چیزی را انکارکردن
کلمات مرتبط
از خود بی خود
از خود بیخود شدن
از خود بیخود کردن
از خود بیخودی
از خود دور کردن
از خود راضی گری
از خود سلب کردن
از خود خالی شدن
از خود راضی
نظرات