کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-خود-دور-کردن | کلماتور
معنی کلمه : از خود دور کردن
تلفظ بین المللی :
/az xod dˈuːr kˈardan/
تلفظ :
[az xod d'u:R k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عاجز از کنترل خود در اثر شادی
مستغرق در عالم خارج از خود
اواز دهل شنیدن از دور خوش است
ایمنی از بطلان نفس در پناه خرد
کور از خدا چی می خواد دو چشم بینا
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
حکمت خدا و نجات از خلود در جهنم
خوف از انحراف در وصیت
از خود بی خود
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
ward off
(فعل)
دفاع کردن، دفع کردن، از خود دور کردن
کلمات مرتبط
عاجز از کنترل خود در اثر شادی
مستغرق در عالم خارج از خود
اواز دهل شنیدن از دور خوش است
ایمنی از بطلان نفس در پناه خرد
کور از خدا چی می خواد دو چشم بینا
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
حکمت خدا و نجات از خلود در جهنم
خوف از انحراف در وصیت
از خود بی خود
نظرات