ارمغان. [ اَ م َ / م ُ ] ( اِ ) تحفه ای باشد که چون از جائی آیند بجهت دوستان بیاورند. ( جهانگیری ). سوغاتی را گویند که چون از جائی بیایند بجهت دوستان بطریق ره آورد بیاورند. ( برهان ). تحفه ای که مسافر برای کسان وآشنایان آرد و آن را امروز سوغات گویند. تحفه و سوغاتی که برای دوستان از جائی بیارند یا بفرستند. ( مؤید الفضلاء ). هدیه که مسافر آرد از سفر. تحفه. ( منتهی الأرب ). ترفه. ( منتهی الأرب ). ...
فرهنگ عمید
هدیه، تحفه، سوغات، رهاورد: آن را که تو از سفر بیایی / حاجت نبُوَد به ارمغانی (سعدی۲: ۵۹۳ ).
فرهنگ معین
(اَ مَ ) [ تر. ] (اِ. ) سوغات ، ره آورد سفر.
دانشنامه آزاد فارسی
ارمغان (نشریه). اَرْمَغان (نشریه)مجلۀ ادبی، تاریخی، چاپ تهران. به صاحب امتیازی وحید دستگردی اصفهانی، نخستین شماره با چاپ سربی در بهمن ۱۲۹۸ش منتشر شد. در چند سال اول، به علت نداشتن چاپخانۀ اختصاصی، نامرتب منتشر می شد اما بعداً به طور مرتب هرسال در دَه شماره و به جای شماره های یازده و دوازده یک جلد کتاب در شعر و ادب منتشر شد. دورۀ بیست ودو سالۀ ارمغان، تا دی ۱۳۲۰، شامل مجموعه ای از مطالب تاریخی و ...
فرهنگ فارسی
هدیه، تحفه، سوغات، ره آورد، یرمغان هم گفته اند ( اسم ) تحفهای که از جایی بجایی دیگر برند سوغات ره آورد سفر .
دانشنامه عمومی
هدیه.کادو.رهاورد.سوغاتی.پیشکش.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: armagān) (ترکی) تحفهای که از جایی دیگر برند ، سوغات ، ره آورد.
اسم: ارمغان (دختر) (ترکی) (تلفظ: armagān) (فارسی: ارمغان) (انگلیسی: armagan) معنی: هدیه، تحفه، سوغات، رهاورد، تحفه ای که از جایی دیگر برند، ره آورد