ارسال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رَسَل . پاره های چیزی : جائت الخیل ارسالاً؛ ای قطیعاً قطیعاً. || بندهای نی : زبُسّد بزرینه نی دردمید به ارسال نی داد دم را گذر.
لوکری .
ارسال . [ اِ ] (ع مص ) فرستادن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (مؤید الفضلاء) (غیاث ). گسیل کردن . گسی کردن . ایفاد. فارسیان ، ارسال را بر...
فرستادن، گسیل کردن ، رهاکردن، فروهشتن، برگماشتن، فروگذاشتن بخود( مصدر ) ۱ - فرستادن گسیل کردن گسی کردن . روانه کردن . ۲ - فرستادن به پیغام پیک فرستادن پیغامبر گردانیدن کسی را رسول گردانیدن کسی را. ۳ - فروهشتن فرو گذاشتن بخود رها کردن . ۴ - زدن چنانکه داستان زدن مثل زدن . ۵ - آنست که اسناد نباشد مث راوی میگوید : ( پیامبر چنین گفت ... ) و نمیگوید : ( فن روایت کرد از پیامبر که ... ) و چنین حدیثی را م...
دانشنامه عمومی
ا رسال (به اسپانیایی: O Rosal) یک شهرستان در اسپانیا است که در استان پنتبدرا واقع شده است.As Eiras O Rosal San Miguel de Tabagón Tabagón ا رسال ۴۴٫۱ کیلومترمربع مساحت و ۶٬۵۳۱ نفر جمعیت دارد.
address (اسم)نشانی، خطاب، ادرس، نطق، خطابه، نام و نشان، سرنامه، طرز خطاب، خطابت، عنوان، مهارت، ارسالtransmission (اسم)ارسال، سخن پراکنی، مخابره، انتقال، سرایت، عبور، فرا فرستیforwarding (اسم)ارسال، حمل و نقلdispatch (اسم)شتاب، ارسال، مخابره، اعزام، گسیل، پیغام، توزیع امکانات، انجام سریعtransmittance (...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] یکی از معانی ارسال، فرستادن است و در باب های صلات، حج و ... به کار رفته است.ارسال به چند معنا می آید:۱- رها ساختن یا گسیل کردن ۲- فرستادن ۳- سه طلاق دادن زن در یک مجلس با یک لفظ ۴- حذف همه یا برخی از راویان سند حدیث.ارسال به معنای رها ساختنمفهوم اول در باب های صلات، حج و صید و ذباحه به مناسبت آمده است.ارسال دست ها به هنگام قیام در نماز و نیز ارسال یک طرف عمامه بر روی سینه، و رها کردن پر...
واژه نامه بختیاریکا
فشنادِن
فرهنگستان زبان و ادب
{consignment} [حمل ونقل دریایی] عمل فرستادن کالا به گیرنده {send} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرمانی برای فرستادن پیام نگار تازه