Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ادرفن

تلفظ بین المللی : /ˈaːdrafˌan/ تلفظ :‌ ['a:dRaf,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اوزو ادرین
  • سراچه ٔ ادرنگ
  • شبه آدرنالین
  • علی ادرنوی
  • باربیه دومنار کازیمیر ادرین
  • برد ادرین پیتر
  • پیمان ادرنه
  • آدرنگ
  • ادرنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ادرفن. [ اَ دَ ف َ ] ( اِ ) علتی است که در پوست بدن آدمی بهم میرسد و آنرا داد گویند و بعربی قوبا خوانند. ( برهان قاطع ). نام علتی است که سبب آن دو چیز بود یکی خلط بد اندر تن ، دوم قوه طبیعت. و خلط بد نیز دو گونه است یکی خلطی بود تیز و رقیق یا خلطی بود غلیظ و سودائی که با خون آمیخته و قوت طبیعت اخلاط بد را از اندامهای شریف بازمیدارد و بظاهر پوست دفع می کند و آنرا بریون و اگریون نیز نامند و به تازی ...

فرهنگ فارسی

علتی است که پوست آدمی بهم می رسد

کلمات مرتبط

  • اوزو ادرین
  • سراچه ٔ ادرنگ
  • شبه آدرنالین
  • علی ادرنوی
  • باربیه دومنار کازیمیر ادرین
  • برد ادرین پیتر
  • پیمان ادرنه
  • آدرنگ
  • ادرنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات