کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اخطار کننده
تلفظ بین المللی :
/ˈextɑr konˈandeː/
تلفظ :
['extAR kon'ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اخطار
اخطار کردن
اخطار کردن به
اخطار راهبردی
اخطار دادن
اخطار نامه
اخطار ابرها
سامانۀ اخطار واماندگی
سامانۀ پیش اخطار هوایی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
warner
(اسم)
اخطار کننده، هشدارگر
premonitory
(صفت)
تحذیر کننده، اخطار کننده، برحذر دارنده
کلمات مرتبط
اخطار
اخطار کردن
اخطار کردن به
اخطار راهبردی
اخطار دادن
اخطار نامه
اخطار ابرها
سامانۀ اخطار واماندگی
سامانۀ پیش اخطار هوایی
نظرات