Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اخطار کردن

تلفظ بین المللی : /ˈextɑr kˈardan/ تلفظ :‌ ['extAR k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اخطار کردن به
  • از پیش اخطار کردن
  • قبلا اخطار کردن
  • افطار کردن
  • اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
  • دارای ابزار کردن
  • ابدار کردن
  • آبدار کردن
  • اخطار
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اعم کردن آگهی کردن ابغ کردن مطلبی را یاد آوری کردن .

مترادف و متضاد

notify (فعل)اعلام کردن، اخطار کردن، اگاهی دادن، اگاه ساختن، اعلام داشتنannounce (فعل)اگهی دادن، اعلان کردن، انتشار دادن، خبر دادن، اشکار کردن، اخطار کردن، مدرک دادنprevise (فعل)اخطار کردن، پیش بینی کردن...

کلمات مرتبط

  • اخطار کردن به
  • از پیش اخطار کردن
  • قبلا اخطار کردن
  • افطار کردن
  • اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
  • دارای ابزار کردن
  • ابدار کردن
  • آبدار کردن
  • اخطار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات