اخشیج . [ اَ ] (ص ) اخشیک . آخشیج . ضد و نقیض و مخالف . (برهان ). || (اِ) هر یک از عناصر اربعه . (برهان ).
( آخشیج ) آخشیج. ( اِ ) عنصر. طبع. اسطقس . آخشیگ : خداوند ما کاین جهان آفریدبلند آسمان از برش برکشیدفراز آورید آخشیجان چهارکجا اندرو بست چندین نگاربرین آتش است و فرودینْش خاک میان آب دارد ابا باد پاک.ابوشکور.ای خداوندی که از بیم سر شمشیر تواز میان آخش...
فرهنگ عمید
آخشیج#NAME?
( آخشیج ) ۱. هریک از عناصر چهارگانه (آب، آتش، باد و خاک )، عنصر. ۲. (صفت ) ضد، مخالف، نقیض: کجا گوهری چیره شد زاین چهار / یکی آخشیجش بر او برگمار (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۱۰۱ ).= آخشیج
فرهنگ معین
( آخشیج ) ( اِ. ) ۱ - عنصر. ۲ - هیولی . ۳ - ضد، مخالف .