Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آخشیج

تلفظ بین المللی : /ˈɑxʃidʒ/ تلفظ :‌ ['AxSidZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • اخشیج
  • آخشیجان
  • اخشیجان
  • چار آخشیج
  • چار اخشیج
  • آخشیگ
  • اخشیگ
  • اخشید
  • آخشیدیان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

آخشیج . (اِ) عنصر. طبع. اسطقس ّ. آخشیگ : خداوند ما کاین جهان آفریدبلند آسمان از برش برکشیدفراز آورید آخشیجان چهارکجا اندرو بست چندین نگاربرین آتش است و فرودینْش خاک میان آب دارد ابا باد پاک . ابوشکور.ای خداوندی که از بیم سر شمشیر تواز میان آخشیجان شد گسسته داوری . عنصری .درختی شناس این جهان فراخ سپهرش چو بیخ آخشیجانْش شاخ . اسدی .همه از رای خود موجود گشتندببستند آخشیجان یک بدیگر! ناصرخسرو.اگر جهان...

فرهنگ عمید

۱. هریک از عناصر چهارگانه (آب، آتش، باد و خاک)؛ عنصر.
۲. (صفت) ضد؛ مخالف؛ نقیض: ◻︎ کجا گوهری چیره شد زاین چهار / یکی آخشیجش بر او برگمار (ابوشکور: شاعران بی‌دیوان: ۱۰۱).

فرهنگ معین

( اِ.) 1 - عنصر. 2 - هیولی . 3 - ضد، مخالف .

مترادف و متضاد

هیولی

ضد، مخالف

آخشیگ، اسطقس، اصل، عنصر

۱. آخشیگ، اسطقس، اصل، عنصر
۲. ضد، مخالف
۳. هیولی


کلمات مرتبط

  • اخشیج
  • آخشیجان
  • اخشیجان
  • چار آخشیج
  • چار اخشیج
  • آخشیگ
  • اخشیگ
  • اخشید
  • آخشیدیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات