کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اخدام
تلفظ بین المللی :
/ˈaːxdˈɑm/
تلفظ :
['a:xd'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سا اردام
اندام
اندام تحلیل رفته
اندام تناسلی نر
اندام حرکتی پنج انگشتی
اندام حسی
اندام دایمی کننده
اندام مصنوعی
اندام های الکتریکی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اخدام. [ اِ ] ( ع مص ) بچاکری یعنی خادمی دادن کسی را. خادم دادن. خادمی کردن کسی را. ( زوزنی ). || کسی را خادم کردن. کسی را فا خادمی کسی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). خدمت فرمودن کسی را. بخدمت داشتن.
کلمات مرتبط
سا اردام
اندام
اندام تحلیل رفته
اندام تناسلی نر
اندام حرکتی پنج انگشتی
اندام حسی
اندام دایمی کننده
اندام مصنوعی
اندام های الکتریکی
نظرات