Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ احداء

تلفظ بین المللی : /ˈaːhdˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:hd'A]
لغت نامه دهخدا
  • احداث جنگل
  • احدای
  • احدای ترعه و قنات
  • احدای جنگل
  • احدای دشت
  • احدای کردن
  • احدای کننده
  • احشاء خوراکی مرغ خانگی و غیره
  • احشاء را دراوردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

احداء. [ اِ ] (ع مص ) قصد کردن چیزی را. (منتهی الارب ).

احداء. [ اَ ح ِدْ دا ] (ع ص ، اِ) ج ِ حَدید. مردان تیزفهم . || چرب زبانان . || زودخشمان . || دلاوران : قوم ٌ ذُرب ؛ ای اَحدّاء. (تاج العروس ).

احداء. [ اِ ] ( ع مص ) قصد کردن چیزی را. ( منتهی الارب ).احداء. [ اَ ح ِدْ دا ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ حَدید. مردان تیزفهم....

کلمات مرتبط

  • احداث جنگل
  • احدای
  • احدای ترعه و قنات
  • احدای جنگل
  • احدای دشت
  • احدای کردن
  • احدای کننده
  • احشاء خوراکی مرغ خانگی و غیره
  • احشاء را دراوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات