Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجیر

تلفظ بین المللی : /ˈaːdʒir/ تلفظ :‌ ['a:dZiR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • آجیر
  • اجیر کردن
  • آجیر بویین
  • اجیر بویین
  • اجیر خاص
  • اجیر مشترک
  • اجیر مطلق
  • اجیر شدن
  • ادم اجیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

اجیر. [ اَ ] (اِخ ) یا اجیرالأجیر. سمعانی در انساب آرد: ماعرفت بهذا الوصف احداً الا فی تاریخ نسف من جمیع ابی العباس المستغفری قال اجیرالأجیر غیر منسوب الیه کان اجیر طفیل بن زید التمیمی فی بیته ادرک محمدبن اسماعیل البخاری حین قدم نسف روی عنه ابویعلی عبدالمؤمن بن خلف حکایات عن طفیل بن زید منها ما وجدت بخط ابی یعلی علی ظهر کتاب الجامع الذی کان عنده بخط جمادبن شرات (؟) شاکر سمعت اجیرالأجیر یقول سم...

فرهنگ عمید

کسی که با گرفتن دستمزد برای دیگری کار می کند، مزدور، مزدگیر.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (ص . ) مزدور، مزد بگیر.

فرهنگ فارسی

مزدور، مزدگیر، کسی که باگرفتن دستمزدبرای دیگری کاربکند
( صفت ) مزدور مزد بگیر شخصی که بانجام رسانیدن کاری را متعهد میشود در برابر مزدی .

دانشنامه عمومی

کسی که از خواب برخاسته و دیگر میلی به خواب ندارد

گویش مازنی

( آجیر ) /aajir/ آگاه هوشیار به هوش زیرک

فرهنگ اسم ها

اسم: آجیر (پسر) (فارسی) (تلفظ: ajir) (فارسی: آجیر) (انگلیسی: ajir)
معنی: محتاط، کوشا، آژیر، در گویش خراسان به معنی محتاط

مترادف و متضاد

اسیر، گرفتار

جیره‌خوار، خودفروخته، مزدبگیر، مزدور

۱. جیرهخوار، خودفروخته، مزدبگیر، مزدور
۲. اسیر، گرفتار

hireling (صفت)
خود فروش، مزدور، اجیر

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به کسی که خود را برای انجام کاری مانند بنّایی و خیّاطی اجاره می دهد، اجیر گفته می شود. از این رو، این عنوان، به اجارۀ اعمال اختصاص دارد و در باب اجاره از آن سخن رفته است.اجیر در لغت به معنی مزد گیر است. یعنی کسی که با گرفتن دستمزد برای دیگری کار می کند. و در اصطلاح فقهاء عبارتست از:«الانسان الذی یُؤجر نفسه أویوجرهُ غیره للاشفاع من عمله و علی هذا یختص الاجیر بإجارة الاَعمال » انسانی است ...

فرهنگ فارسی ساره

مزدور، دست نشانده، مزد بگیر

واژه نامه بختیاریکا

وا داشتِه

کلمات مرتبط

  • آجیر
  • اجیر کردن
  • آجیر بویین
  • اجیر بویین
  • اجیر خاص
  • اجیر مشترک
  • اجیر مطلق
  • اجیر شدن
  • ادم اجیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات