کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ابرنشاق
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbranʃˈɑq1/
تلفظ :
['a:bRanS'Aq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سوءمصرف مادۀ استنشاقی
مادۀ استنشاقی
استنشاق
استنشاق کردن
استنشاق کننده
داروی استنشاقی
ابرناک
ابرشارگی
ابرشناسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابرنشاق. [ اِ رِ ] ( ع مص ) شاد شدن. || شکوفه آوردن درخت.
فرهنگ فارسی
شاد شدن شکوفه آوردن درخت
کلمات مرتبط
سوءمصرف مادۀ استنشاقی
مادۀ استنشاقی
استنشاق
استنشاق کردن
استنشاق کننده
داروی استنشاقی
ابرناک
ابرشارگی
ابرشناسی
نظرات