Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اباض

تلفظ بین المللی : /ˈaːbˈɑz/ تلفظ :‌ ['a:b'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ فارسی ساره
  • اصحاب عبداﷲبن اباض
  • عبدالله بن اباض
  • ناحیه اباض
  • ابراهیم بن اسحاق اباضی
  • اباضی
  • اباضیه
  • افلح اباضی
  • اعتقادات اباضیه
  • الاباضیه بین الفرق الاسلامیه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

اباض . [ اُ ] (ع اِ) بیخ انگدان . بیخ انجدان .

اباض . [ اِ ] (اِخ ) نام پدر عبداﷲ تمیمی که خوارج اباضیه بدو منسوبند.

اباض . [ اِ ] (ع اِ) رسنی که بدان خرده ٔ دست شتر بر عضد بندند تا دست از زمین برداشته دارد. بند. || نام رگی در پای .

اباض . [ اُ ] (اِخ ) نام قریه ای بعرض یما...

فرهنگ معین

(اِ. ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - ریسمانی که به وسیلة آن خردة دست شتر بربندند تا دست از زمین برداشته دارد، بند. ۳ - نام رگی است در پای .

فرهنگ فارسی

ریسمانی که با آن ساق دست شترراببازویش می بندند
( اسم ) بیخ انگدان بیخ انجدان.

فرهنگ فارسی ساره

رگِ ران


کلمات مرتبط

  • اصحاب عبداﷲبن اباض
  • عبدالله بن اباض
  • ناحیه اباض
  • ابراهیم بن اسحاق اباضی
  • اباضی
  • اباضیه
  • افلح اباضی
  • اعتقادات اباضیه
  • الاباضیه بین الفرق الاسلامیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات