Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آکند

تلفظ بین المللی : /ˈɑkanˌad/ تلفظ :‌ ['Akan,ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • اکند
  • اکند اولیه
  • آکند اولیه
  • شکر اکند
  • کج اکند
  • گوشت اکند
  • پیه آکند
  • پیه اکند
  • چال اکند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

آکند. [ ک َ ] (ن مف مرخم ) مخفف آکنده ، در کلمات مرکبه چون پشم آکند، جوزآکند، قزآکند، کژآکند، سحرآکند، سیم آکند : نشان پشت من است آن دو زلف مشک آگین نشان جان من است آن دو چشم سحرآکند. رودکی .هزاران گوی سیم آکند گردان که افکند اندر این میدان اخضر. ناصرخسرو.در قزآکند مرد باید بودبر مخنث سلاح جنگ چه سود؟ سعدی .و کاف در این کلمه گاه به «غ » و گاه به «ق » بدل شده است : کژآغند. جوزقند....

فرهنگ عمید

۱. = آکندن
۲. آکنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پشم‌آ کند، کژآکند، ◻︎ بر بستر غم خفت حسود تو چنان زار / کش تن شود از بار قزاکند شکسته (سوزنی: ۳۳۶).

فرهنگ فارسی

نهشته‌ای که در پدیداری چون حفره یا گودال به‌طور طبیعی یا به ‌دست انسان انباشته شده است

گویش مازنی

روستایی از دهستان رودپی ساری


کلمات مرتبط

  • اکند
  • اکند اولیه
  • آکند اولیه
  • شکر اکند
  • کج اکند
  • گوشت اکند
  • پیه آکند
  • پیه اکند
  • چال اکند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات