معانی کلمه : آدرنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
= آذرنگ: ◻︎ نباشد کوه را وقت درنگ تو درنگ تو/ جهان هرگز نخواهد تا تو باشی آدرنگ تو (فرخی: ۴۲۲).
فرهنگ معین
(دَ رَ) ( اِ.) 1 - رنج ، اندوه . 2 - آفت ، مصیبت .

= آذرنگ: ◻︎ نباشد کوه را وقت درنگ تو درنگ تو/ جهان هرگز نخواهد تا تو باشی آدرنگ تو (فرخی: ۴۲۲).
(دَ رَ) ( اِ.) 1 - رنج ، اندوه . 2 - آفت ، مصیبت .