معانی کلمه : آتو
لغت نامه دهخدا
آتو.(فرانسوی ، اِ) (از: آ، به + تو، همه ) رنگی یا صورتی معلوم از اوراق گنجفه و آس و مانند آن که با قراردادی از رنگهای دیگر برد.
فرهنگ عمید
۱. در بازی ورق، ورق برنده.
۲. [عامیانه، مجاز] دستاویز؛ بهانه.
فرهنگ معین
(تُ) [ فر. ] ( اِ.) 1 - ورق برنده در بازی . 2 - دستاویز، بهانه .
دانشنامه عمومی
دستاویز، نقطه ضعف، بهانه
مترادف و متضاد
ورقبرنده
بهانه، دستاویز، مستمسک
۱. ورقبرنده
۲. بهانه، دستاویز، مستمسک
فرهنگ فارسی ساره
شاهبرگ
