کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اتو-کردن | کلماتور
معانی کلمه : اتو کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈotuː kˈardan/
تلفظ :
['otu: k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خال اتو بازی کردن
با اتر بیهوش کردن
با اتر ترکیب کردن
با اتر مخلوط کردن
اتش فشان کردن
تفنگ یاتوپ را اتش کردن
ناک اوت کردن
ازو جز کردن
او به حلق کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اتو زدن اتو کشیدن .
مترادف و متضاد
goose
(فعل)
سیخ زدن به شخص، اتو کردن، به کفل کسی سقلمه زدن
iron
(فعل)
اتو کردن، اتو زدن، اهن پوش کردن، اتو کشیدن
کلمات مرتبط
خال اتو بازی کردن
با اتر بیهوش کردن
با اتر ترکیب کردن
با اتر مخلوط کردن
اتش فشان کردن
تفنگ یاتوپ را اتش کردن
ناک اوت کردن
ازو جز کردن
او به حلق کردن
نظرات