Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آبلوج

تلفظ بین المللی : /ˈɑbluːdʒ/ تلفظ :‌ ['Ablu:dZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ابلوج
  • گران رَوی سنج آبلود
  • برقی ابوجعفر احمد بن محمد
  • بزنطی ابوجعفر احمد بن محمد
  • خازن ابوجعفر
  • ابلوک
  • ابوجهل
  • سامانی ابوجعفر
  • دانج ابروج
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آبلوج . (اِ) قند مکرر. (تحفه ). قند سفید. و آن را اَبْلوج نیز گویند و اُبْلوج معرب آن است :
تا آبلوج همچو تبرزد نشد بطعم
تا چون نبات نیست بپیش نظر شکر
بادا نهاده در دهن دولتت مقیم
دست نشاط و عیش بفتح و ظفر شکر.

پوربهای جامی .


فرهنگ عمید

۱. شکر؛ قند سفید: ◻︎ تا آبلوج همچو تبرزد نشد به طعم / تا چون نبات نیست به پیش نظر شکر (پوربهای جامی: لغت‌نامه: آبلوج).
۲. نبات.

فرهنگ معین

( اِ.) قند سفید، نبات .


کلمات مرتبط

  • ابلوج
  • گران رَوی سنج آبلود
  • برقی ابوجعفر احمد بن محمد
  • بزنطی ابوجعفر احمد بن محمد
  • خازن ابوجعفر
  • ابلوک
  • ابوجهل
  • سامانی ابوجعفر
  • دانج ابروج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات