ای آن کسی که گرفته است آسمان شرفز آفتاب کمالت همیشه فرو فروغدرون مزرع فضل و هنر ز قوس و قزحنهاده کلک تو بر دوش گاو گردون یوغنه رعد نزد تویی حکمتی کند سرفهنه ابر پیش تو بی علتی زند آروغتوئی که در روشت کس ندیده است گزافتوئی که در سخنت کس نیافته است دروغترینه دوغت دادم به جای شهد سخنکه اصطلاح عوامست لفظ تلخنه دوغ