اصطلاح. [ اِ طِ ]( ع مص ) با یکدیگر صلح کردن. ( لغت میرسید شریف جرجانی ص 2 ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مؤید الفضلاء ) ( زوزنی ). با هم صلح کردن. مأخوذ از صلح است ، چون در باب افتعال صاد مقابل تای افتعال افتاد تای را بدل به طا کردند اصطلاح شد. ( غیاث ) ( آنندراج ). با هم صلح کردن. آشتی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تصالح. ( زوزنی ). || ( اصطلاح فقه ) رجوع به مبحث صلح در فقه شود. || فراهم ...
فرهنگ عمید
کلمه ای که در گروهی یا در علم و فن و رشته ای معنی خاص غیر از معنی اصلی دارد.
فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) سازش کردن ، صلح کردن . ۲ - (اِ. ) واژه ای که به علت کثرت استعمال عمومی ، معنایی غیر از معنای اصلی خود را شامل می شود. ۳ - لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و به کار برند. ج . اصطلاحات .
دانشنامه آزاد فارسی
اصطلاح (idiom)گروهی از کلمات که معنای کلّ آن با معنای تک تک کلمات آن گروه تفاوت دارد. (مثل «غزل خداحافظی را خواندن» به معنی «مردن»)؛ بسیاری از اصطلاحات تنها در زبان عامیانه به کار می روند، مانند «دسته گل به آب دادن»؛ ولی برخی در گفتار رسمی نیز معمول اند، ازقبیل «مثل برگ خزان ریختن». واژه های تشکیل دهندۀ یک اصطلاح بالنّسبه ثابت اند، یعنی نمی توان آنها را تغییر داد. مثلاً، در «غزل خداحافظی را خواندن...
فرهنگ فارسی
واژه یا عبارت یا نشانهای حرفی یا حرفی- عددی که در حوزهای تخصصی برای ارجاع به یک مفهوم مشخص به کار برده میشود
۱ - ( مصدر ) بهم ساختن سازش کردن صلح کردن ۲ - ( اسم ) سازش صلح ۳ - ( مصدر ) اتفاق کردن جمعی مخصوص برای وضع کلمهای . ۴ - ( اسم ) لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و بکار برند . جمع : اصطلاحات .
دانشنامه عمومی
اصطلاح سخن یا حرفی است که بر غیر از موضوع اصلی خود دلالت کند. به عنوان نمونه در زبان ترکی استانبولی، اصطلاح «باقلا در دهان داشتن» کنایه ای از طفره رفتن از رُک حرف خود را زدن است.
[ویکی فقه] اصطلاح نقل لفظ از معنی لغوی به معنی دیگر را گویند.در تعریف اصطلاح گفته اند: «الاصطلاح اخراج اللفظ من معنی لغوی الی آخر لمناسبۀ بینهما. و قیل: الاصطلاح هو العرف الخاص و هو عبارۀ عن اتفاق قوم علی تسمیۀ شیء باسم بعد نقله عن موضوعه الاول لمناسبة بینهما کلاعموم و الخصوص او لمشارکتهما فی أمر او مشابهتهما فی وصف أو غیرها». یعنی اصطلاح نقل لفظ از معنی لغوی به معنی دیگر است از جهت مناسبتی که بین...
فرهنگ فارسی ساره
واژاک، زبا نزد
فرهنگستان زبان و ادب
{term} [زبان شناسی] واژه یا عبارت یا نشانه ای حرفی یا حرفی- عددی که در حوزه ای تخصصی برای ارجاع به یک مفهوم مشخص به کار برده می شود