وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بی تو با یک دل، غم دل مانده امدست بر سر، پای در گل مانده امهر کسی را، یادلی یا دلبری استمن چرا، بی دلبر و دل مانده امدست گیریدم، که سخت افتاده امچاره سازیدم، که مشکل مانده امیار با هر ناقصی شاد است و بسمن بغمخواری چو کامل مانده امصد دعا، در سینه دارد آن مگیرمن بدین یک نفس حاصل مانده امدخل و خرجی نیست بس وافر که مندر غم باقی و فاضل مانده امچون کنم آسان گذارم چون اثیرتا در این ده روزه منزل مانده ام