معانی کلمه : یگان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (نظامی ) بخشی از یک سازمان نظامی که دارای افراد و تجهیزات برنامه ریزی شده و معین است، واحد.
۲. (صفت ) [قدیمی] یک عدد، یکی.
۳. (قید ) [قدیمی] یک یک، یک به یک، یکی یکی.
۲. (صفت ) [قدیمی] یک عدد، یکی.
۳. (قید ) [قدیمی] یک یک، یک به یک، یکی یکی.
فرهنگ معین
(یَ ) (ق . ) ۱ - بی نظیر، بی همتا، فرد. ۲ - از تقسیمات ارتش .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
unit (اسم)
عده، شمار، یکه، واحد، یک، یک دستگاه، یگان، عدد فردی
