کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : یکی به اخر مانده
تلفظ بین المللی :
/jˈeki beː ˈaːxr mˈɑndeː/
تلفظ :
[j'eki be: 'a:xR m'Ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
یک بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک اخر به دستی ملخک
اگر یک من ارزن روی سر کسی بریزند یک دانه اش هم به زمین نمی ریزد
با یک گل بهار نمی شه
اب بهار یک
یکی به دو
یکی به نعل می زنه یکی به میخ
یکی به دو کردن
جنایت به منزله یکی از هنرهای زیبا
دست به یکی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
penult
(صفت)
یکی به اخر مانده، ماقبل اخر
penultimate
(صفت)
یکی به اخر مانده، ماقبل اخر
کلمات مرتبط
یک بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک اخر به دستی ملخک
اگر یک من ارزن روی سر کسی بریزند یک دانه اش هم به زمین نمی ریزد
با یک گل بهار نمی شه
اب بهار یک
یکی به دو
یکی به نعل می زنه یکی به میخ
یکی به دو کردن
جنایت به منزله یکی از هنرهای زیبا
دست به یکی
نظرات