کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یکهو | کلماتور
معانی کلمه : یکهو
تلفظ بین المللی :
/jˈekhoː/
تلفظ :
[j'ekho:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
الیهو
روی زدایش یکنواخت
سریِ یکنواخت هم گرا
سفاد یکوس
اژانس یهود
سنگ یهودا
شیخ الیهودی
عملگر یکنوا
فمینیسم یهودی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
یکهو. [ ی ِ هَُ ] ( ق مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) در تداول عوام ، دفعتاً. غفلتاً. ناگهان. فجاءة. ناآگاهان. ( یادداشت مؤلف ). || تماماً. کلیتاً. بالتمام. همگی. جملگی. همه. تمام. یک باره و نه به دفعات. در یک بار. ( یادداشت مؤلف ). یهو.
فرهنگ عمید
یک دفعه، یک مرتبه، ناگهان.
فرهنگ معین
(یَ هُ ) (ق مر. ) (عا. ) ناگهان ، غیر - منتظره .
مترادف و متضاد
en masse
(قید)
کلا، یکهو، یک مرتبه، یکدفعه
کلمات مرتبط
الیهو
روی زدایش یکنواخت
سریِ یکنواخت هم گرا
سفاد یکوس
اژانس یهود
سنگ یهودا
شیخ الیهودی
عملگر یکنوا
فمینیسم یهودی
نظرات