Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ یکفن

تلفظ بین المللی : /jˈakfan/ تلفظ :‌ [j'akfan]
لغت نامه دهخدا
  • الیکانته استان
  • الیکانته شهر
  • روی زدایش یکنواخت
  • سریِ یکنواخت هم گرا
  • عملگر یکنوا
  • کالوب بن یوفنا
  • کان لم یکن
  • گروه یکانی
  • لم یکن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

یکفن. [ ی َ / ی ِ ف َ ] ( ص مرکب ) ذوفن. متخصص. ( یادداشت مؤلف ). بی نظیر و کامل در یک فن : ای ذونسب به اصل در و ذوفنون به علم کامل تو در فنون زمانه چو یکفنی.منوچهری.خجسته ذوفنونی رهنمونی که در هر فن بود چون مرد یکفن.منوچهری.آیا به چه فن تو را توان دیدن ای در همه فن چو مردم یکفن.انوری.وز آن سپس به جوان دگرگذر کردم که بود در همه فنی چو مردم یکفن.انوری.روبه یکفن نفس سگ شنیدخانه دو سوراخ به واجب گزی...

کلمات مرتبط

  • الیکانته استان
  • الیکانته شهر
  • روی زدایش یکنواخت
  • سریِ یکنواخت هم گرا
  • عملگر یکنوا
  • کالوب بن یوفنا
  • کان لم یکن
  • گروه یکانی
  • لم یکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات