Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ یکسوم

تلفظ بین المللی : /jeksˈevvom/ تلفظ :‌ [jeks'evvom]
لغت نامه دهخدا
  • جریان یکسو
  • در یکسو قرار دادن
  • یک سوم
  • یکسو کننده
  • یکسوساز
  • یکسو شدن
  • یکسو کردن
  • یکسوار
  • یکسو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

یکسوم . [ ی َ ] (ع ص ) اکسوم . روضة یکسوم ؛ مرغزار تر و تازه و نمناک . || مرغزار انبوه و برهم نشسته گیاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

یکسوم . [ ی َ ] (اِخ ) ابن ابرهة الاشرم . دومین ملک حبشی که بر یمن حکومت کرد. صاحب مجمل التواریخ والقصص می نویسد: «پس ابرهةبن الاشرم پادشاه گشت و او اصحاب الفیل است آنکه کیداو در تفصیل بود و اندر عهد او مولود پیغامبر بود...

کلمات مرتبط

  • جریان یکسو
  • در یکسو قرار دادن
  • یک سوم
  • یکسو کننده
  • یکسوساز
  • یکسو شدن
  • یکسو کردن
  • یکسوار
  • یکسو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات