کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : یک کپه ای
تلفظ بین المللی :
/jˈek kaphˈɑje/
تلفظ :
[j'ek kaph'Aje]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
افسانه ای باستانی ان هنگام که خورشید یک ایزد بود
اتاقک یا کوپه یک نفری ترن
رزم ناوی که یک ردیف توپ دارد
یک پر کاه
یک کله
یک کله تو
یک اشی برات بپزم که یک وجب روش روغن باشه
یک تخته ش کمه
یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
univalve
(صفت)
یک دریچه ای، یک کپه ای، دارای صدف یک پارچه
کلمات مرتبط
افسانه ای باستانی ان هنگام که خورشید یک ایزد بود
اتاقک یا کوپه یک نفری ترن
رزم ناوی که یک ردیف توپ دارد
یک پر کاه
یک کله
یک کله تو
یک اشی برات بپزم که یک وجب روش روغن باشه
یک تخته ش کمه
یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند
نظرات