Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یک کاره

تلفظ بین المللی : /jˈek kˈɑreː/ تلفظ :‌ [j'ek k'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • کار یا نتیجه یک عمر زندگی
  • مرحله انقباضی یک دوره کار قلب
  • یک جا ی کار لنگیدن
  • کار یک شاهی صنار نیست
  • وجدان یک محافظه کار
  • غذادهی یکباره
  • یکباره فرو ریختن
  • یکباره پایین امدن یا افتادن
  • یکباره
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

یک کاره. [ ی َ / ی ِ رَ / رِ ] ( ص نسبی ) دارای یک کار. || که یک کار از او ساخته شود. || ( ق مرکب ) در تداول زنان ، جمله ای است اظهار تعجب و شگفتی را. کلمه ای است استغراب و استعجاب عملی غیرمنتظره را. مثلاً گویند: «یک کاره از خانه ات پا شدی اینجاآمدی که این را به من بگویی !» ( یادداشت مؤلف ). در تداول قید حالت است و معنی آن ، بی کار بودن ، کاری نداشتن ، فقط برای همین کار و مانند آن می باشد. بی جهت...

فرهنگ معین

( ~. رِ ) (ص مر. ) (ق مر. )(عا. )بی - جهت ، بیهوده ، کار بی معنی .

کلمات مرتبط

  • کار یا نتیجه یک عمر زندگی
  • مرحله انقباضی یک دوره کار قلب
  • یک جا ی کار لنگیدن
  • کار یک شاهی صنار نیست
  • وجدان یک محافظه کار
  • غذادهی یکباره
  • یکباره فرو ریختن
  • یکباره پایین امدن یا افتادن
  • یکباره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات