کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یک-سویه | کلماتور
معانی کلمه : یک سویه
تلفظ بین المللی :
/jˌakasˈuːje/
تلفظ :
[j,akas'u:je]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کناری یک سویه
گرزن یک سویه
گرزن یک سویه ای
گسیخت یک سویه
پیوند اشتراکی یک سویه
تبار یک سویه
غفلت یک سویه
پیوند یک سویه
قرارگیری یک سویه
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
یک سویه. [ ی َ / ی ِ سوی َ / ی ِ ] ( ص نسبی ) یک سو. منسوب به یک سو. یک طرفه.
- یک سویه کردن ؛ یکسو کردن. یکسو ساختن. فیصل کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ترکیب یکسو کردن در ذیل مدخل یکسو شود.
مترادف و متضاد
unilateral
(صفت)
یک طرفه، یک جانبه، یک سویه، یک ضلعی، تک سویه
unidirectional
(صفت)
یک سویه، یک جهته، یک جهتی، دارای یک جهت، تک سوی
کلمات مرتبط
کناری یک سویه
گرزن یک سویه
گرزن یک سویه ای
گسیخت یک سویه
پیوند اشتراکی یک سویه
تبار یک سویه
غفلت یک سویه
پیوند یک سویه
قرارگیری یک سویه
نظرات