معانی کلمه : یک راست
لغت نامه دهخدا
یک راست. [ ی َ / ی ِ ] ( ق مرکب ) مستقیم. مستقیماً. یک سر. بدون تمایل به چپ و راست. ( یادداشت مؤلف ): یک راست به طرف او رفت. || بی تأمل. بی تردید.
فرهنگ عمید
مستقیم و بدون تمایل به این طرف و آن طرف.
فرهنگ معین
( ~. ) (ق . ) (عا. ) ۱ - بی درنگ ، بدون مقدمه . ۲ - مستقیم .
