کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یک-در | کلماتور
معنی کلمه : یک در
تلفظ بین المللی :
/jˈek dˈar/
تلفظ :
[j'ek d'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
یک در میان امدن
یک در میانی
یک در بند
یک در یک
ازدیاد خون در یک نقطه
انچه در یک دامن جا گیرد
ثابت در یک نقطه
حضور در همه جا در یک وقت
دارای دکمه در یک طرف کت
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
یک در. [ ی َ / ی ِ دَ ] ( ص مرکب ) اطاقی که آن را یک در است. ( یادداشت مؤلف ). یک دره. یک دری :
اندیک دو دوست فرقدان وار
در یک در آشیان ببینم.
خاقانی.
کلمات مرتبط
یک در میان امدن
یک در میانی
یک در بند
یک در یک
ازدیاد خون در یک نقطه
انچه در یک دامن جا گیرد
ثابت در یک نقطه
حضور در همه جا در یک وقت
دارای دکمه در یک طرف کت
نظرات