Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یک تیغ

تلفظ بین المللی : /jˈek tˈiq1/ تلفظ :‌ [j'ek t'iq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • امیدوارم بتوانم (تیغم ببرد ازم برآید) برایش (یک) کاری بکنم.
  • یکتیع
  • یک
  • یَک
  • یک ارزشی
  • یک اهنگی
  • یک بار دیگر
  • یک بار کامیون
  • یک بارهای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

یک تیغ. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) سراپا. سراسر.گویند: یک تیغ سیاه است ؛ یعنی هیچ خال و خجک از رنگ دیگر ندارد. ( از یادداشت مؤلف ). یکدست. یکسره. مطلق. ( فرهنگ لغات عامیانه ). || متحد. متفق.- یک تیغ شدن ؛ متحد شدن. متفق شدن : با یکدیگر بیعت کرده بودندو به دفع او یک تیغ شده. ( جهانگشای جوینی ).- یک تیغ کردن ؛ کنایه از راست و درست و برابر و هموار کردن. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از راست و ...

فرهنگ عمید

۱. یکپارچه، یکدست: لباس قرمزِ یک تیغ.
۲. (قید ) به طور یکپارچه، به تمامی، سراسر: لباسش یک تیغ قرمز بود.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مر. ) ۱ - متحد در جنگ . ۲ - (عا. ) یک دست ، یکسره .

کلمات مرتبط

  • امیدوارم بتوانم (تیغم ببرد ازم برآید) برایش (یک) کاری بکنم.
  • یکتیع
  • یک
  • یَک
  • یک ارزشی
  • یک اهنگی
  • یک بار دیگر
  • یک بار کامیون
  • یک بارهای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات